ماه هجدهم آترین به روایت تصویر . . .

دااااااااااااااااااااااااااااااااااالــــــــــــــــــــــــی
دالـــــــــــــــــی فرشته ی یکسال و نیمه من!!
540 روز یعنی تقریبا 12960 ساعت از اولین دیدارمون میگذره .
میخوام بدونی سعی کردم به بهترین شکل برای تو سپری بشه. نه فقط بخاطر تو، بخاطر خاطره ی کوچولو و معصموم درون خودم. سعی کردم برای اون هم مادر باشم و ناراحتی های قبلش رو براش کمرنگ کنم.
.
.
.
این روزا دلیل برای خوشحالی من کم نیست!!
دنیای اطرافت رو از زبون خودت برام تعریف میکنی، با کلمات معنا داری که میگی و اشاره های شیرین خودت خواسته هات رو نه تنها از من بلکه از همه طلب میکنی و هر روز به دنبال یه کشف تازه و توصیف اونی.
همه ی این ها یعنی من موفقم!!! بله تونستم همونطور که میخوای باشی، تونستم بذارم خودت باشی و از هیچ چرایی نترسی .gif)
من خودم رو یه مادر موفق و تو رو دختر توانمندی میدونم . . .
صبح ها با "سلیم " تو از خواب بیدار میشم و با برینی بیبی صبحانه مون رو میخوریم.
خونه ی مامان زهره و بابا هادی " دردر " این روزای تو شده، و موقع رفتم به واحد اونا به راه پله اشاره میکنی و میگی "دردر سرده " .
صدای حیوانات بیشتری رو جواب میدی . حروف انگلیسی رو به این ترتین خودت میگی : " ای- بی- سی- دی- ای- اف- اچ- آی- کی- ال- ام- ان- پـی - آر- اس- تی- وی- ایکس- وای- زی. "
شعر مورد علاقه ات که از من میخوای برات بخونم : " داکس گو : کواک کواک / داکس گو : کواک کواک/ داگز گو: بــــاووووو. پینگز گو: ااوینک وینک / پینگز گو: ااوینک وینک/ کاو سی : موووووووووو " که بعد از تموم شدنش دست و جیغ و هورا میکشی .gif)
اسباب بازی مورد علاقه ات لوگو و توپ و قطار موزیکال و الــــــــــــبته یخچالمونه .gif)
همچنان خیلی به عروسک علاقه نداری به جز عروسکای انگشتی و دستکشی که باهاشون برات قصه میگم.
غذا خوردنت به نسبت قبل زیاد تعریفی نداره و فکر کنم بخاطر دندونات یکم اذیت میشی
.gif)
لباسات رو میشناسی و خدوت اکثرشون رو تنت میکنی .gif)
بیشتر بابایی هستی و وقتی بابا بهنام میاد خونه از خوشحالی هر کاری از دستت بر میاد انجام میدی و کلی ریسه میری .gif)
.gif)
بعد از پی پی خودت بهم میگی " پی پی یا پو پی " البته من هیچ عجله ای برای از پوشک گرفتنت ندارم .gif)
الان چیز دیگه ای یادم نیست عزیزترین و شیرین ترین پرنسس زیبا .gif)

دخمه خوردن بغل بابابهنام پشت فرمون. . .
توی ماشین نه روی صندلی ماشین و نه توی بغل من نمیمونی و همش میخوای بری پیش بابایی.gif)
.gif)

این حلزون بیچاره رو خیلی دوست داری . . . .gif)
( آره بیچاره چون الان دیگه هیچی ازش نمونه جز یه کله و تنهی بدون لاک )
.gif)

منتظر اومدن مهمونا هستیم و تو محو تماشای tv . . . .gif)
.gif)

یوووووووووووووووهووووووووووووووووووو . . . .gif)
.gif)


ماه هجدهم آترین به روایت تصویر . . .
